روز نوشته ها و ....

فقط می نویسم تا سبک بشم

روز نوشته ها و ....

فقط می نویسم تا سبک بشم

۲ مطلب در مهر ۱۳۹۷ ثبت شده است

باز چند روز دلم هواش رو کرده ولی حیف و فقط حیف
خیلی بده کسی رو خیلی دوسش داشته باشی که با همه بدی هایی که خواسته یا ناخواسته در حقت کرده بازم نتونی فراموشش کنی....
این روزا خیلی خیلی باز حالم بده و فقط میگم ای کاش هنوز با هم بودیم و از هم جدا نمی شدیم .
اونقدر اعصابم بهم ریخته که نمی تونم تایپ کنم حتی 

خدایا دارم خیلی اذیت میشم خیلی بهت احتیاج دارم ولی چند سال منو فراموشم کردی ، خدایا اینها حق من نیست 

چرا صدای منو نمی شنوی 
خدایا یا برای همیشه از ذهنم پاکش کن
یا یکی بهتر از اون توی مسیر زندگی ام قرار بده تا بتونم کنارش آرامش رو حس کنم
یا دوباره بهم برش گردون فقط همین

خدایا این روزها تحمل کردنش برای من خیلی سخت شده خدایا چرا در رحمتت رو بروی من باز نمی کنی 
چرا برای همه خدایی میکنی ولی به من که میرس منو یادت میش 


الهی و ربی من لی غیرک
                        خدایا دستمو بگیر و ی معجزه توی زندگی من بیار 
۳۰ مهر ۹۷ ، ۱۵:۰۵ ۰ نظر

امشب سر شب همه دور هم بودیم. نمیدونم چرا اینقدر کم طاقت شدم. 

سر یک موضوع پوچ ی بحث کوچیک راه افتاد توی خونه . حاجی یک دفاع الکی کرد از خواهری

یک لحظه اونقدر داغون شدم و منفجر شدم که حد نداشت.

آنچنان سرم رو به دیوار کوبیدم که تمام دیواری ک میخ نمی رفت داخلش گود گود شد جابجا.

چقدر شب بدی بود. اعصاب همه بهم ریخت خودمم از همه بیشتر

تا حالا همچین چیزی رو از خودم ندیده بودم. واقعا فهمیدم فشار مضاعفی رو دارم تحمل می کنم.

۰۸ مهر ۹۷ ، ۲۳:۲۸ ۰ نظر